کوثر اندیشه (پژوهش های زن و خانواده)

کوثر اندیشه (پژوهش های زن و خانواده)

استراتژی‌های گفتمانی در مواجهه با ستم: واکاوی دعای چهاردهم صحیفه سجادیه با رویکرد انتقادی فرکلاف

نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت

نویسنده
حوزه علمیع
10.22034/kowsar.2026.929
چکیده
پژوهش حاضر با طرح این مسئله که دعای چهاردهم صحیفه سجادیه چگونه با بهره‌گیری از زبان، گفتمان ستم و مقاومت را بازنمایی می‌کند، با رویکردی توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف انجام شده است. هدف پژوهش، تبیین استراتژی‌های زبانی و گفتمانی در بازنمایی ستم، استغاثه و شیوه‌های مواجهه با آن در این دعای بنیادین است. روش تحقیق بر سه سطح تحلیل فرکلاف استوار است: توصیف (Description) برای بررسی ساختارهای واژگانی، نحوی و بلاغی؛ تفسیر (Interpretation) برای تحلیل ارتباط متن با فرایندهای گفتمانی و بینامتنیت قرآنی و ادعیه‌ای؛ و تبیین (Explanation) برای واکاوی رابطه دیالکتیکی متن با شرایط اجتماعی، فرهنگی و ایدئولوژیک عصر تولید آن. یافته‌ها نشان داد که متن با برجسته‌سازی دوگانه ظالم/مظلوم، تکرار واژگان کلیدی و تأکید بر کنش فعال الهی، ایدئولوژی عدالت‌محور و مشروعیت‌زدا از ظلم را بازتولید می‌کند. در سطح تفسیر نیز روشن شد که بینامتنیت گسترده با قرآن، دعا را در دل نظم گفتمانی دینی تثبیت کرده و آن را حامل کارکرد هویتی می‌سازد. در سطح تبیین، دعا با وارونگی سلسله‌مراتب قدرت و تعمیم رنج فردی به مطالبه جمعی، سازوکاری برای نقد اجتماعی و مقاومت معنوی ایجاد می‌کند. نتیجه نهایی آنکه ادعیه اسلامی، همچون این دعا، ظرفیت مهمی برای تحلیل‌های گفتمانی مرتبط با عدالت، قدرت و هویت دارند.
کلیدواژه‌ها

. مقدمه زبان در متون دینی تنها وسیلۀ انتقال معنا نیست، بلکه بستر بازتولید قدرت، ایدئولوژی و هدایت ذهنیت جمعی است. در سنت شیعی، ادعیه‌ ـ به‌ویژه صحیفه سجادیه ـ علاوه بر کارکرد معنوی، حامل لایه‌های اجتماعی و سیاسی‌اند که با شرایط اختناق عصر اموی پیوند دارند. این مجموعه منسوب به امام سجاد(ع) به‌سبب عمق معارف خود «زبور آل محمد»، «انجیل اهل بیت» و «اخت‌القرآن» نام گرفته است (اصفهانی، 1376، ص3) و از سوی راویانی چون امام محمدباقر(ع)، زیدبن‌علی(ع)، یحیى‌بن‌زید و متوکل‌بن‌هارون نقل شده است (آیتی، 1375، ص15). دعای چهاردهم با موضوع «استغاثه از ستم و تظلّم»، نمونه‌ای شاخص از کاربست زبان در مواجهۀ معنوی و اجتماعی با سلطه است و با بازتعریف هویت مظلوم، بیان رابطۀ قدرت، مقاومت و عدالت الهی، و احیای مفاهیم قرآنی، کارکردی فراتر از نیایش فردی می‌یابد. پیوند گستردۀ آن با قرآن و سنت ادعیه ـ همچون ساختار «یا من…»، تعابیر «لا یخفی علیه» و «نصر الله قریب» و مفاهیمی چون قضا، قدر، عدل و صبر ـ متن را در «نظم گفتمانی دینی» قرار داده و حافظه جمعی عدالت‌محور را تقویت می‌کند. مناسب‌ترین چارچوب برای تحلیل این سازوکارها، الگوی سه‌سطحی فرکلاف است که سطوح «توصیف»، «تفسیر» و «تبیین» را برای واکاوی ابعاد زبانی، ایدئولوژیک و اجتماعی فراهم می‌سازد. مرور پیشینه نیز نشان می‌دهد که با وجود تلاش‌هایی چون پژوهش‌های فخرآرا و همکاران (1404)، محمدی و همکاران (1403)، شریفی اسدی و ناصح ستوده (1401)، کاظمی و همکاران (1402)، خاکپور و لطفی (1398) و آقاگل‌زاده (1386)، پژوهشی جامع و مبتنی بر الگوی فرکلاف دربارۀ دعای چهاردهم ارائه نشده است. 2. روش‎شناسی روش تحقیق این مطالعه کیفی و مبتنی بر الگوی تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف است؛ الگویی که با تأکید بر رابطۀ میان زبان، قدرت و ایدئولوژی، امکان کشف لایه‌های پنهان معنا در متون دینی را فراهم می‌کند. با توجه به اینکه دعا ماهیتی ارتباطی و اجتماعی دارد و در بستر مناسبات قدرت معنا می‌یابد، بهره‌گیری از تحلیل چندسطحی ضرورت می‌یابد. در این پژوهش، دعای چهاردهم صحیفه سجادیه در سه سطح بررسی شده است: در سطح توصیف، عناصر واژگانی، نحوی و بلاغی از جمله بسامد واژگان مؤثر، تقابل‌های معنایی و الگوهای تکرار تحلیل گردید. در سطح تفسیر، متن با بافت تاریخی و اجتماعی عصر امام سجاد(ع) و روابط بینامتنی آن با قرآن و سنت ادعیه سنجیده شد. در سطح تبیین نیز مناسبات کلان قدرت و نقش دعا در بازنمایی هویت مظلوم و مواجهه با سازوکارهای سلطه تحلیل شد. این رویکرد سه‌سطحی فهمی جامع از کارکردهای معنایی و گفتمانی دعا به دست می‌دهد. 3.مبانی نظری در تحلیل گفتمان انتقادی، رویکرد «دیدگاه روایی» با گسترش سطح تحلیل فراتر از جمله‌محوری، فرایندهای ارتباطی متن را در پیوند با قدرت، ایدئولوژی و بافت اجتماعی بررسی می‌کند و بر چهار سطح عبارت‌شناختی، مکانی ـ زمانی، ایدئولوژیک و روان‌شناختی استوار است (آقاگل‌زاده، ۱۳۸۶، ص۲۵). تحلیل گفتمان انتقادی نیز با تأکید بر رابطۀ قدرت، زبان و ایدئولوژی، سازه‌های کلان متن را واکاوی می‌کند (میلز، ۱۳۸۲، ص۱۷۱). نظریۀ سه‌سطحی فرکلاف ـ شامل «توصیف»، «تفسیر» و «تبیین» ـ امکان آشکارسازی ایدئولوژی پنهان را فراهم می‌سازد (ایرانخواه و دیگران، ۱۳۹۴، ص۳) و زبان را عامل تثبیت نظام‌های اجتماعی می‌داند (آقاگل‌زاده، همان، ص۷). در این الگو، متن محصول شرایط اجتماعی و فرهنگی است (فرکلاف، ۱۳۷۹، ص۹۱–۱۱۷؛ نصیری و طالبیان، ۱۴۰۱، ص۳۶۰).در این میان، مفاهیمی همچون «نظم گفتمان» نزد میشل فوکو و نظریۀ «هژمونی» گرامشی نقشی اساسی در شکل‌گیری مبانی نظری این رویکرد ایفا کرده‌اند. 4. دعای چهاردهم صحیفه سجادیه و الگوی تحلیل انتقادی نورمن فرکلاف در این بخش، دعای چهاردهم صحیفه سجادیه بر اساس سطوح مختلف الگوی تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف مورد بررسی و واکاوی قرار می‌گیرد. 4. 1.دعای چهاردهم صحیفه سجادیه در سطح توصیف در سطح توصیفیِ تحلیل گفتمان، بافت متن و روابط منطقی میان واژگان بر اساس شاخص‌های فرکلاف بررسی می‌شود و عناصر زبانی همچون واژگان، نحو و سازمان متن تحلیل می‌گردد. مهم‌ترین مؤلفه‌ها شامل روابط معنایی واژگان در سه صورتِ شمول معنایی، هم‌معنایی و تضاد معنایی، ابعاد استعاری، کاربرد ضمایر، بسامد جملات معلوم و مجهول، توزیع جملات مثبت و منفی، انواع وجه‌های زبانی و شیوه‌های پیوند جمله‌هاست (فرکلاف، 1379، ص167). در این میان، شمول معنایی رابطه‌ای است که معنای واژه را در حوزۀ واژۀ عام‌تر قرار می‌دهد (شجاع رضوی، 1386، ص17). در دعای چهاردهم نیز امام سجاد(ع) با «یا»، «إلهی» و «اللَّهُمَّ» به پروردگار خطاب می‌کند؛ زیرا در موقعیتِ ظلم، به او پناه می‌بَرَد (صفوی، 1382، ص106). هم‌معنایی در هم‌جواری واژگانی چون «الْمُتَظَلِّمِینَ» و «الْمَظْلُومِینَ» دیده می‌شود و تضاد معنایی در تقابل‌هایی مانند «ظُلْمِی/حَقِّی» و «رَضَّنی/هَلَع» ظهور می‌یابد که به مرزبندی هویتی و تقویت گفتمان مقاومت می‌انجامند (احمدی، 1388، ص686). این تقابل‌ها در سطوح گفتمانی و ایدئولوژیک نیز عمل کرده و مطابق دیدگاه مک‌دانل، نشان می‌دهند که گفتمان‌ها در بستر تضاد و مواجهه شکل می‌گیرند (مک‌دانل، 1380، ص112). 4. 1.1.بررسی لایه‎ واژگانی در تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، سطح واژگانی از اهمیت ویژه برخوردار است؛ زیرا بسامد واژگان بازتابی از گفتمان مسلط جامعه بوده و شبکه‌های معنایی حاصل از هم‌نشینی واژگان، انسجام کلی متن را شکل می‌دهند؛ ازاین‌رو واژه‌ها در چارچوب این شبکه‌ها تحلیل می‌شوند (جرجانی، 1997، ص87). بررسی استعاره‌های واژگانی نیز ضروری است، چراکه استعاره فرایند انتقال و ساده‌سازی مفاهیم پیچیده را تسهیل می‌کند (جرجانی، 2005، ص41). در دعای چهاردهم، استعاره‌هایی چون «اِنتَهَکَهُ» و «حَجَزتَ» در عبارت «اِنتَهَکَهُ مِنّی مِمّا حَجَزتَ عَلَیهِ» ظلم را به تجاوز از مرزهای فیزیکی تشبیه می‌کنند. همچنین استعاره «اِفلُل حَدَّهُ» در جمله «خُذ … اَفلُل حَدَّهُ عَنّی بِقُدرَتِکَ» قدرت ظالم را به «تیغ» و خلع آن را به «کُند کردن» ابزار جنگی مفهوم‌سازی می‌کند. در فراز «تَکُونُ مِن غَیظی … حَنَقی عَلَیهِ»، «غَیظ» در قالب بیماری و «حَنَق» در قالب بدهی تصویر شده است. در بُعد ضمایر، صنعت «اِلتِفات» در تغییر ضمیر از غایب به مخاطب در «ما نالَنی … نِعمَتِکَ عِندَهُ … اَللَّهُمَّ … خُذ ظالِمی» بُعد عاطفی متن را تقویت می‌کند. نیز کاربرد فعل مفرد «یَحتاجُ» برای اسم جمع غیرعاقل «قَصَص» در عبارت «وَ یا مَن لا یَحتاجُ فی قَصَصِهِم…» از ویژگی‌های بلاغی متن به شمار می‌رود. 4. 1. 2.سطح دستوری متن در رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، جنبه‌های دستوری نقش مهمی در بازنمایی نگرش گوینده دارند؛ زیرا گزینش‌های صوری متن حاصل انتخاب‌های آگاهانه از میان امکانات دستوری و واژگانی است و ساختار کلی معنا را سامان می‌دهد (پهلوان‌نژاد، 1387، ص41). در دعای چهاردهم صحیفه سجادیه، کاربرد هدفمند جملات معلوم و مجهول کارکردهای معنایی متفاوتی دارد: افعالی چون «حَجَزتَ» و «اِجعَلْ» در وجه اخباری به تبیین ظلم و برجسته‌سازی موضع امام(ع) کمک می‌کنند و بسامد بالای این وجه، قطعیت گزاره‌ها را افزایش می‌دهد (جفریز، 1403، ص115). در مقابل، افعال مجهول مانند «ما أُدِّخِرَ لی» فاعل پنهان را قدسی می‌سازند. جملات نفی ـ مانند «لا تُسوِّغْ لَهُ ظُلمی» و «لا تَفتِنّی بِالقُنُوطِ» ـ مرزبندی معنایی عدالت و ظلم را تقویت کرده و نقشی مقاومتی دارند؛ در حالی‌که جملات اثبات نظیر «خُذْ ظالِمی» و «اِهدِنی لِلَّتی هِیَ أَقْوَمُ» بُعد ایجابی عدالت‌سازی را برجسته می‌کنند. نظم معنایی دعا بر محور «نفیِ ظلم/اثباتِ عدالت» شکل گرفته و با تکرارهای ساختاری، واژگانی و فعلی، انسجام متن را پدید می‌آورد (فرکلاف، 1379، ص199؛ ابراهیم حلوه، 2012، ص20). این تکرارها، الگوهایی چون «یا مَن + جمله وصفی» و نام‌های پرتکرار «ظُلم، ظالِم، مَظلوم» را می‌سازند و تصویری از خداوند به‌عنوان داور عادل و ناصر مظلوم ارائه می‌دهند. افزون بر این، سجع‌های متوازن مثل «شِفاءً/وَفاءً» و نمونه‌های متوازی همچون «بَطَراً فی نِعمَتِکَ عِندَهُ وَ اغتِراراً بِنَکیرِکَ عَلَیهِ»، موسیقی متن و تأکید مفهومی دعا را تقویت می‌کنند (باقرالموسوی، 2002، ص46). 4. 2. دعای چهاردهم صحیفه سجادیه در سطح تفسیر بر اساس دیدگاه فرکلاف، فرایند تفسیر نتیجه تعامل دیالکتیکی میان متن و ذهنیت مفسر است؛ تعاملی که در آن دانش زمینه‌ای نقش محوری دارد و ویژگی‌های صوری متن به‌منزلۀ سرنخ‌هایی عمل می‌کنند که این دانش را فعال کرده و «شیوه‌های تفسیر» را سامان می‌دهند (فرکلاف، 1379، ص215). در این مرحله، مفسر با تحلیل پیش‌فرض‌های متن و مقایسه آن‌ها با متون پیشین و هم‌دوره، به بازسازی معنا و تعیین جایگاه گفتمانی متن می‌پردازد. در تحلیل دعای چهاردهم صحیفه سجادیه نیز سطح تفسیر از طریق بررسی بافت موقعیتی و عناصر بینامتنیت روشن می‌کند که متن چگونه با اتکا به زمینه‌های دینی، تاریخی و گفتمانی، معنای خویش را تولید و تثبیت می‌سازد. 4. 2. 1.بافت موقعیتی بافت زمانی این دعا به دوران امامت امام سجاد(ع) بازمی‌گردد که ایشان این دعاها را در موقعیت‎های مختلف با خداوند مناجات می‎کردند. راویان این دعاها فرزندان امام سجاد هستند که به نسل‎های بعد از خود آموزش داده‎اند. بافت مکانی اثر شهر مدینه است که مرکز اصلی فعالیت‌های امام بود. 4 .2. 2.بینامتنیت از نظر فرکلاف، هر متن در بستر پیشینۀ تاریخی خود شکل می‌گیرد و تحلیل بینامتنی وابستگی آن را به یک مجموعۀ تاریخی خاص آشکار می‌کند. به این ترتیب، معنا بر پایۀ زمینه‌ها، مفروضات و دانش مشترک میان مشارکان ارتباط تولید می‌شود (فرکلاف، 1379، ص122). در دعای مورد بحث نیز امام(ع) با ایجاد پیوندهای بینامتنی با آیات قرآن و دیگر متون زیارتی، به پویایی و غنای گفتمان می‌افزایند. نمونه‌هایی از این پیوندها عبارتند از: 1- عبارت «یا مَن لا یخفی علیه…»بازتاب آیه«لا یَخْفى‏ عَلَیْهِ شَیْ‏ءٌ» (آل‌عمران: ۵). 2- عبارت «قَرُبَت نُصرَتُهُ مِن المَظلُومینَ»یادآور آیه«إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَریبٌ» (بقره: ۲۱۴). 3- واژة «إجابة المضطرین»بازتاب مستقیم آیه«أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ» (نمل: ۶۲) شباهت‌های سبکی با ادعیه‌ای چون کمیل، ابوحمزه و عرفه-مانند سجع، صلوات مکرر، افعال امر و ساختار شکایت به خدا-دعا را در بستر سنت ادعیه اسلامی جای می‌دهد. این متن با بهره‌گیری از عناصر بلاغی چون سجع متوازن، استعاره‌های دینی و خطاب مستقیم «اللهم»، آن را در سنت ادبی-بیانی عربی تثبیت می‌نماید. 4. 3.دعای چهاردهم در سطح تبیین در نظریۀ فرکلاف، مرحلۀ تبیین گفتمان را در بستر یک فرایند اجتماعی بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که گفتمان چگونه تحت تأثیر ساختارهای اجتماعی شکل می‌گیرد و خود نیز قادر است این ساختارها را بازتولید یا دگرگون کند. پیامدهای گفتمان فقط زبانی نیست، بلکه به سطح اجتماعی و الگوهای مسلط نیز گسترش می‌یابد. در این چارچوب، تولید گفتمان رابطۀ میان تفسیر و تبیین را برقرار می‌سازد: تفسیر بر کاربرد دانش زمینه‌ای در فهم متن متمرکز است، در حالی که تبیین به بنیان‌های اجتماعی این دانش و نقش آن در بازتولید یا تغییر آن می‌پردازد (فرکلاف، 1379، ص245). گفتمان امام(ع) کنشی اجتماعی در برابر قدرت حاکم است که در تلاش است قدرت و ایدئولوژی حاکم بر جامعه را تغییر دهد. در تبیین گفتمان مفاهیمی مانند قدرت، ایدئولوژی و هژمونی تحلیل می‎شوند (محسنی و پروین، 1394، ص19). 4. 3. 1. ایدئولوژی و قدرت در تحلیل گفتمان انتقادی، ایدئولوژی و قدرت عناصر بنیادین‌اند؛ زیرا هر گفتمان در نسبت با جهان‌بینی قدرت مسلط شکل می‌گیرد و می‌تواند تقویت‌کننده یا معارض آن باشد، ازاین‌رو کارکرد ایدئولوژیک متن در این رویکرد امری محوری تلقی می‌شود (ون دایک، 1387، ص89). دعا نیز در سطح اجتماعی نوعی کنش زبانی و حتی کنش اصلاحی به‌شمار می‌آید که در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر عمل کرده و می‌تواند در جهت‌دهی فکری جامعه نقش‌آفرین باشد. امام سجاد(ع) در دعای چهاردهم با معرفی ویژگی‌های ظالمان و تبیین صفات آنان، گفتمانی معطوف به احیای ارزش‌های قرآنی و اصلاح فضای فکری جامعه پدید می‌آورند. در این دعا ساختار قدرت بازآرایی می‌شود: ظالمِ ظاهراً «قوی» با عباراتی مانند «وَ اجعَل لَهُ شُغلاً فیما یَلیهِ وَ عَجزاً عَمّا یُناوِیه» به «ناتوان» تبدیل می‌شود و مظلومِ ظاهراً «ضعیف» در جایگاه صاحب حق و مورد حمایت الهی معرفی می‌گردد: «یا مَن قَرُبَت نُصرَتُهُ مِنَ المَظلُومینَ». این وارونگی، ایدئولوژی‌ای ضد سلطه را بازنمایی می‌کند که در آن قدرت حقیقی نه در اختیار ستمگر، بلکه در ید قدرت الهی است. به‌کارگیری عبارت «فلان بن فلان» نیز تکنیکی گفتمانی است که با حذف نام شخص، مصداق را «قابل‌تعمیم» ساخته و شکایت را از سطح فردی به سطح ساختاری ارتقا می‌دهد؛ بدین‌ترتیب متن بستری برای گفتمان مقاومت فراهم کرده و امکان نقد وضع مسلط را بدون تصریح فردی ممکن می‌سازد. 4. 3. 2.تبیین رابطه شمولی در متن دعای چهاردهم بیان معارف جایگاه امام سجاد(ع) در قالب دعا، نشان‌دهنده نیاز جامعه به شناخت ظالم و وظایف مقابله با آن در دوران امام(ع) است. اگرچه دعا امام(ع) دارای جنبه اخلاقی و عرفانی بوده است، گرچه این شمول درونیِ زبانی است، در متن نشانه‌های آن دیده می‌شود. مانند ساختارهای خطاب «اللهم…» و ترکیب‌های قرآنی (مثل یوم الفصل، ظلم، قنوط) این نشانه‌ها بیان می‌کنند که دعا بخشی از یک «کلّ سنت نیایشی» است. ساختارهای«یا من لا یخفی علیه أنباء المتظلمین» یا «یا من قربت نصرته من المظلومین»، «افلل حدّه بقدرتک» و «خذ ظالمی بقوتک»، خداوند را به عنوان ناظر، قاضی، ناصر و صاحب قدرت کل معرفی کرده است. بنابراین کل نظام معنایی دعا در «کلان‌قدرت الهی» شمول می‌یابد. امام(ع) در این دعا به فراخور، معارف متعددی را مطرح کرده‌اند و به منظور تعمق باورهای عظیم دینی در نهاد مستمعان بیداردل، گهگاه از ابزارهای زبانی، لغوی و بلاغی به عنوان بخشی از زیرساخت‌های تصویرگرانه گفتمانی برای ارائه تصویری شفاف از حکومت ظالم استفاده کرده است. همین کاربرد هدفمند از مکانیزم‌های گفتمان انتقادی، سهمی روشن در تبیین هرچه شفاف‌تر حکومت جور و قیام امام حسین(ع) دارد. نتیجه‎‎گیری دعای چهاردهم صحیفه سجادیه در این پژوهش نه یک نیایش فردی، بلکه کنشی گفتمانی و آگاهانه در بستر تاریخی–اجتماعی عصر امام سجاد(ع) تلقی می‌شود؛ کنشی که با بهره‌گیری از زبان دعا، عدالت‌خواهی و هویت‌سازی مظلوم را سامان داده و آن را به متنی ایدئولوژیک و مقاومت‌آفرین بدل می‌سازد. تحلیل زبانی و بلاغی متن نشان می‌دهد که عناصر واژگانی، تقابل‌های معنایی، روابط شمولی، استعاره‌ها و جابه‌جایی ضمایر، دوگانۀ «مظلوم/ظالم» را برجسته کرده و با کاربرد افعال امر، ساخت‌های معلوم و مجهول، و بسامد چشمگیر نفی و اثبات، چارچوب معنایی عدالت، امید و مقاومت را شکل می‌دهند. از سوی دیگر، بافت بینامتنی دعا، با حضور ساختارهای نیایشی، تعابیر قرآنی و مفاهیم اخلاقی–الهیاتی، متن را در دل «نظم گفتمانی دینی» قرار داده و در بازتولید حافظه جمعی و تقویت گفتمان عدالت نقش‌آفرین است. در سطح تبیین اجتماعی نیز دعا کنشی انتقادی به‌شمار می‌آید که با تضعیف جایگاه ظالم، تقویت هویت اخلاقی مظلوم و تبدیل رنج فردی به مطالبه‌ای اجتماعی، توازن قدرت را به چالش کشیده و الگوی مؤثری برای مقاومت معنوی و بازسازی هویت ایمانی عرضه می‌کند.  منابع

قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی. *صحیفه سجادیه، علی‎بن‎حسین، اصفهانی، علی‎نقی، محقق: افشاری زنجانی، عبدالرحیم، تهران: نشر فقیه، چاپ دوم، 1376. *صحیفه سجادیه، علی‎بن‎حسین، آیتی، عبدالمحمد، تهران: نشر سروش، چاپ دوم،1375. -إبراهیم حلوه، نوال بنت(2012). أثر التکرار فی التماسک النصی نقاربة معجمیة تطبیقة فی ضوء مقالات د. خالد منیف (العدد الثامن). مجلة جامعة أم القری لعلوم اللغات و آدابها. -احمدی، بابک(1388). ساختار و تأویل متن (چاپ یازدهم) تهران: مرکز. -ایرانخواه، امید و دیگران(1394). گفتمان انتقادی، رویکرد نورمن فرکلاف. اولین کنگره علمی پژوهشی سراسری توسعه علوم تربیتی و روانشناسی، جامعه شناسی و علوم فرهنگی اجتماعی. -آقا‎گل‎زاده، فردوس (1386). تحلیل گفتمان انتقادی و ادبیات. ادب پژوهی، شماره 1. -باقر الموسوی، محسن (2002). المدخل الی علوم نهج البلاغة (الطبعة الاولی). بیروت: دارالعلوم. -پهلوان‎نژاد، محمدرضا، ناصری مشهدی، نصرت (1387). تحلیل متن نامه‎ای از تاریخ بیهقی با رویکرد معنی شناختی کاربردی "نامه سران تگین‎آباد". زبان و ادبیات فارسی، سال 16، شماره 62. -جرجانی، عبد‎القاهر (2005). اسرار البلاغه. تحقیق محمد الإسکندری، بیروت: دار ‎الکتب العربی. -ـــــــــــــــ (1997). دلائل الإعجاز. شرح و تعلیق محمد التنجی، بیروت: دار‎ الکتب العربی. -جفریز، لسلی (1403). سبک‎شناسی انتقادی (چاپ اول). ترجمه علیرضا نبی‎لو و فرشته داد‎خواه، تهران: امیرکبیر. -شجاع رضوی، سعیده (1386). جنسیت و شمول معنایی. فصلنامه پازند، سال سوم، شماره 10. -فرکلاف، نورمن (1379). تحلیل گفتمان انتقادی، ترجمه فاطمه شایسته پیران و دیگران، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‎ها. -محسنی، علی‎اکبر، پروین، نورالدین (1394). بررسی گفتمان انتقادی در نهج البلاغه بر‎اساس نظریه نورمن فرکلاف (مطالعه موردی توصیف کوفیان). پژوهش‎نامه علوی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال ششم، شماره دوم. -مک‎دانل، دایان (1380). مقدمه‎ای بر نظریه‎های گفتمان. ترجمه حسین علی نوذری، تهران: فرهنگ گفتمان. -میلز، سارا (1382). گفتمان (چاپ اول). ترجمه فتاح محمدی، زنجان: هزاره سوم. -نصیری، پریسا، طالبیان، یحیی (1401). نگاهی انتقادی بر نفثة المصدر از منظر تحلیل گفتمان نورمن فرکلاف. پژوهش‎های بین رشته‎ای ادبی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. -ون دایک، تئون (1387). مطالعاتی در تحلیل گفتمان از دستور متن تا گفتمان کاوی انتقادی. مترجم: شعبان بهرام‎پور، محمد جواد غلامرضا کاشی، علیرضا خرمایی، تژا میرفخرایی، تهران: دفتر مطالعات و توسعه رسانه‎ها.