کوثر اندیشه (پژوهش های زن و خانواده)

کوثر اندیشه (پژوهش های زن و خانواده)

هویت اسلامی زن در مواجهه با جنگ و پساجنگ: تبیین الگوی مقاومت فرهنگی و بازسازی اجتماعی

نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت

نویسنده
حوزه علمیه
10.22034/kowsar.2026.2494.1069
چکیده
جنگ و پیامدهای آن صرفاً به تخریب‌های مادی و نظامی محدود نمی‌شود، بلکه ابعاد عمیقی از هویت فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی جوامع را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این میان، هویت زنان ـ به‌ویژه در جوامع اسلامی ـ نقشی تعیین‌کننده در حفظ انسجام فرهنگی و فرایند بازسازی اجتماعی ایفا می‌کند. زن مسلمان، به‌عنوان محور خانواده و یکی از کنشگران مؤثر فرهنگی، در شرایط جنگ و پساجنگ می‌تواند در حفظ و انتقال ارزش‌ها، معنا‌بخشی به تجربه‌های رنج و تقویت سرمایه اجتماعی نقش‌آفرینی کند. با این حال، در بسیاری از مطالعات موجود، نقش زنان در جنگ عمدتاً در قالب قربانی‌بودن یا آسیب‌دیدگی مورد توجه قرار گرفته و ظرفیت‌های برخاسته از هویت دینی آنان در شکل‌دهی به مقاومت فرهنگی و بازسازی اجتماعی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.
هدف این پژوهش، تبیین نقش هویت اسلامی زن در شکل‌گیری الگوی مقاومت فرهنگی و بازسازی اجتماعی در شرایط جنگ و پساجنگ است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از روش توصیفی–تحلیلی انجام شده است. داده‌های پژوهش از طریق مطالعه اسنادی و بررسی منابع کتابخانه‌ای، شامل متون دینی، آثار علمی و پژوهش‌های مرتبط با حوزه‌های زن، جنگ، هویت و بازسازی اجتماعی گردآوری شده‌اند. تحلیل داده‌ها نیز بر پایه چارچوب مفهومی مبتنی بر پیوند میان هویت اسلامی، مقاومت فرهنگی و بازسازی اجتماعی صورت گرفته است.
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هویت اسلامی زن دارای ابعاد اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی است که در شرایط بحران جنگ فعال شده و در قالب صبر و استقامت، معنا‌بخشی دینی به رنج، حفظ انسجام خانواده و مشارکت اجتماعی بروز می‌یابد. همچنین نتایج حاکی از آن است که «مقاومت فرهنگی زن مسلمان» به‌عنوان حلقه واسط میان هویت اسلامی و فرایند بازسازی اجتماعی عمل می‌کند و از طریق انتقال ارزش‌ها، تربیت نسل و تقویت پیوندهای اجتماعی، زمینه‌های بازسازی فرهنگی و اخلاقی جامعه را فراهم می‌سازد
کلیدواژه‌ها

1. مقدمه جنگ و منازعات مسلحانه، صرف‌نظر از ابعاد سیاسی و نظامی، از عمیق‌ترین رخدادهای اجتماعی به شمار می‌آیند که می‌توانند ساختارهای معنایی، هویتی و فرهنگی جوامع را به‌شدت دچار دگرگونی کنند (همتی‌نصرآباد و همکاران، ۱۴۰۲: ۴). در این میان، هویت‌های فردی و جمعی ـ به‌ویژه هویت‌های مبتنی بر دین و فرهنگ ـ بیش از سایر مؤلفه‌های اجتماعی در معرض بازتعریف، تضعیف یا تقویت قرار می‌گیرند. «هویت اسلامی زن» یکی از مهم‌ترین عرصه‌هایی است که در بستر جنگ و دوران پساجنگ با فرصت‌ها و چالش‌های متعددی مواجه می‌شود؛ زیرا زن مسلمان، هم به‌عنوان کنشگر اجتماعی و هم به‌عنوان محور خانواده و تربیت نسل، نقشی اساسی در استمرار یا فروپاشی نظام ارزشی جامعه دارد (محمدی و همکاران، ۱۴۰۴: ۱۳). در شرایط جنگ، تصویر زن مسلمان معمولاً در دو قطب متضاد بازنمایی می‌شود: از یک‌سو الگوی مقاومت، ایثار و پایداری فرهنگی، و از سوی دیگر، تلاش جریان‌های رقیب برای تقلیل جایگاه زن به ابزاری تبلیغاتی یا صرفاً موجودی آسیب‌پذیر و قربانی. این دوگانه در دوران پساجنگ نیز استمرار می‌یابد و به یکی از مسائل بنیادین در بازسازی اجتماعی و فرهنگی تبدیل می‌شود (کولایی و همکاران، ۱۴۰۰: ۱۶). مسئله اصلی پژوهش از این واقعیت ناشی می‌شود که بخش زیادی از مطالعات موجود درباره جنگ و پساجنگ، یا به نقش‌های سیاسی و نظامی محدود شده‌اند یا هویت زن را عمدتاً از منظری سکولار و جدا از چارچوب معنایی و دینی بررسی کرده‌اند. نتیجه این رویکردها نادیده گرفتن ظرفیت‌های هویت اسلامی زن در تولید «مقاومت فرهنگی» و مشارکت در «بازسازی اجتماعی» است. هویت اسلامی زن مجموعه‌ای یک‌بعدی از نقش‌های سنتی یا احکام فردی نیست، بلکه منظومه‌ای چندوجهی از باورها، ارزش‌ها و کنش‌های اخلاقی–اجتماعی است که در شرایط بحرانی می‌تواند به منبعی برای انسجام اجتماعی، بازسازی سرمایه فرهنگی و ترمیم شکاف‌های معنایی تبدیل شود. با این حال، فقدان یک چارچوب نظری منسجم که بتواند پیوند میان جنگ، پساجنگ، مقاومت فرهنگی و بازسازی اجتماعی را با محوریت هویت اسلامی زن تبیین کند، خلأیی محسوس در ادبیات موجود ایجاد کرده است. 2. سؤال و هدف پژوهش پرسش اصلی پژوهش بدین صورت طرح می‌شود: • زن مسلمان چگونه و بر اساس کدام مؤلفه‌های هویتی در شرایط جنگ و دوران پساجنگ به شکل‌گیری مقاومت فرهنگی و فرایند بازسازی اجتماعی کمک می‌کند؟ برای پاسخ‌گویی به این پرسش، اهداف پژوهش در سه سطح تنظیم شده‌اند: 1. هدف نظری: تبیین ابعاد هویت اسلامی زن و بررسی نحوه فعال‌شدن این ابعاد در شرایط بحران جنگ و تأثیر آنها بر کنش‌های فرهنگی و اجتماعی. 2. هدف تحلیلی: تحلیل نقش هویت اسلامی زن در ایجاد و تداوم مقاومت فرهنگی از خلال مفاهیمی چون صبر، معنا‌بخشی دینی، انسجام خانوادگی و تربیت نسل. 3. هدف کاربردی/الگوساز: ارائه الگویی نظری برای تبیین پیوند میان هویت اسلامی زن، کنش‌های فرهنگی–تربیتی و مشارکت اجتماعی در فرایند بازسازی اجتماعی دوران پساجنگ. 3. روش پژوهش این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعه اسنادی و منابع کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند. هدف از انتخاب این روش، تحلیل مفهومی نقش هویت اسلامی زن در شکل‌گیری مقاومت فرهنگی و بازسازی اجتماعی در شرایط جنگ و پساجنگ است. جامعه متون مورد بررسی شامل سه دسته اصلی از منابع است: 1. آیات مرتبط با جایگاه زن، مسئولیت اجتماعی، صبر، مقاومت و معنا‌بخشی به رنج؛ 2. روایات و متون حدیثی مربوط به نقش اجتماعی و فرهنگی زنان؛ 3. آثار و پژوهش‌های معاصر در حوزه زن، هویت اسلامی، جنگ و بازسازی اجتماعی. همچنین برای تقویت چارچوب نظری، از مقالات علمی حوزه مطالعات زنان، جامعه‌شناسی جنگ و مطالعات فرهنگی بهره گرفته شده است. در تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. مفاهیم و مضامین مربوط به هویت اسلامی زن، مقاومت فرهنگی و بازسازی اجتماعی استخراج، دسته‌بندی و تفسیر شدند تا پیوند میان مؤلفه‌های هویتی و نقش زن در فرایند بازسازی اجتماعی روشن شود. 4. پیشینه پژوهش و نوآوری تحقیق مطالعات متعددی در حوزه نقش زنان در جنگ و تحولات اجتماعی انجام شده است. از جمله: • افروغ (۱۴۰۴): بررسی جنگ شناختی علیه زنان و چالش‌های هویتی • اصلاحی و متین‌سادات (۱۴۰۲): مشارکت اجتماعی زنان در دوران دفاع مقدس • کولایی و بهبهانی (۱۴۰۰): تجربه زیسته زنان رزمنده و بازاندیشی نقش‌های اجتماعی • امین و داودی (۱۴۰۲): حجاب، هویت زنانه و گفتمان انقلاب اسلامی • اسدپور و عهدیه (۱۳۹۵): بازنمایی هویت اسلامی–ایرانی در اندیشه‌های دفاعی اگرچه این پژوهش‌ها ابعاد مختلفی از نقش و هویت زنان را بررسی کرده‌اند، اما پیوند تحلیلی میان «هویت اسلامی زن»، «مقاومت فرهنگی» و «بازسازی اجتماعی» در بستر جنگ و پساجنگ کمتر به‌صورت یک چارچوب نظری مستقل مورد واکاوی قرار گرفته است. نوآوری پژوهش حاضر در این است که با اتکا به منابع دینی و رویکرد تحلیلی، الگوی مفهومی نقش هویت اسلامی زن را در مواجهه با جنگ و دوران پساجنگ تبیین می‌کند و نشان می‌دهد چگونه زنان مسلمان می‌توانند در شکل‌گیری مقاومت فرهنگی و بازسازی اجتماعی نقش‌آفرینی کنند. این رویکرد تا حدی خلأ موجود در ادبیات پژوهشی را برطرف می‌سازد. 5. تعاریف عملیاتی مفاهیم کلیدی مقاومت فرهنگی: مجموعه کنش‌ها و فرایندهای معنابخش مبتنی بر ارزش‌های دینی که با حفظ انسجام خانواده، تقویت امید جمعی و انتقال ارزش‌های مقاومت به نسل‌ها، در برابر تضعیف هویت فرهنگی جامعه شکل می‌گیرد. بازسازی اجتماعی: فرایند احیای سرمایه اجتماعی، ترمیم روابط خانوادگی و اجتماعی، افزایش اعتماد عمومی و بازتولید معنا و کارکردهای فرهنگی جامعه در دوران پساجنگ. فعال‌سازی اخلاقی–عاطفی: تبدیل ظرفیت‌های اخلاقی و عاطفی زن مسلمان ـ مانند صبر فعال، ایثار و همدلی اجتماعی ـ به کنش‌های اجتماعی مؤثر و تقویت‌کننده انسجام جمعی. 6. زن مسلمان و مقاومت فرهنگی در بستر جنگ و پساجنگ «مقاومت فرهنگی» در این پژوهش به معنی مجموعه‌ای از کنش‌های هویت‌محور و مبتنی بر ارزش‌های دینی است که در برابر فرایندهای تضعیف‌کننده هویت فرهنگی جامعه در دوره جنگ و پساجنگ شکل می‌گیرد. برخلاف برداشت‌هایی که مقاومت را صرفاً در سطح نظامی یا سیاسی محدود می‌کنند، مقاومت فرهنگی بر حفظ نظام معنایی، ارزش‌های اخلاقی و پیوندهای هویتی جامعه تمرکز دارد. زن مسلمان در این فرایند نقشی محوری ایفا می‌کند، زیرا بخش مهمی از جامعه‌پذیری و انتقال ارزش‌ها در خانواده و از طریق کنش‌های تربیتی و اخلاقی زنان صورت می‌گیرد. در شرایط جنگ، هنگامی که بنیان‌های روانی و فرهنگی تحت فشار قرار دارند، این نقش اهمیت دوچندان می‌یابد (امین و همکاران، ۱۴۰۲: ۷). در دوران پساجنگ نیز مقاومت فرهنگی زنان ادامه پیدا می‌کند و ابعاد پیچیده‌تری به خود می‌گیرد. انتقال تجربه‌های زیسته، تقویت حافظه جمعی، تربیت نسل جدید و بازتولید ارزش‌های اخلاقی از جمله نقش‌های تأثیرگذار زنان در این دوره است. مقاومت فرهنگی زنان تلاشی برای ایجاد تعادل میان حفظ هویت دینی و مواجهه فعال با تحولات اجتماعی محسوب می‌شود. 7. بازسازی اجتماعی در عصر پساجنگ با تأکید بر نقش هویت اسلامی زن بازسازی اجتماعی فرایندی چندبعدی است که تنها به ترمیم خرابی‌های مادی محدود نمی‌شود، بلکه احیای انسجام اجتماعی، بازسازی نظام ارزشی و ترمیم پیوندهای انسانی را نیز دربر می‌گیرد. تجربه جوامع جنگ‌زده نشان می‌دهد که اتکای صرف به بازسازی فیزیکی بدون توجه به ابعاد فرهنگی و اخلاقی، به بازگشت پایداری اجتماعی منجر نمی‌شود. بازسازی اجتماعی را می‌توان در سه سطح بررسی کرد: 1. سطح فرهنگی: نیاز به بازتولید معنا، احیای ارزش‌های مشترک و تقویت روایت‌های جمعی. در این سطح، زن مسلمان با نقش تربیتی و اجتماعی خود می‌تواند به تقویت امید و انتقال ارزش‌ها کمک کند. 2. سطح اخلاقی: احیای فضایل اخلاقی، تقویت اعتماد اجتماعی و مقابله با پیامدهای روانی جنگ. صبر، ایثار و مسئولیت‌پذیری از جمله ارزش‌هایی هستند که در کنش‌های روزمره زنان تجلی می‌یابند. 3. سطح خانوادگی: خانواده نخستین نهاد آسیب‌دیده و در عین حال مهم‌ترین بستر ترمیم روابط عاطفی است. نقش زن در ایجاد فضای عاطفی پایدار و حفظ پیوندهای خانوادگی در این سطح برجسته است. زن مسلمان از این منظر یکی از بازیگران اصلی بازسازی سرمایه اجتماعی به شمار می‌رود. از طریق تقویت شبکه‌های همیاری، روابط حمایتی و انتقال ارزش‌های اخلاقی، زنان به احیای اعتماد اجتماعی و بازسازی هویت فرهنگی جامعه کمک می‌کنند.   جدول 1. الگوی اسلامی بازسازی اجتماعی با محوریت هویت زن مسلمان پیامد اجتماعی نقش زن مسلمان ماهیت بازسازی سطح بازسازی اجتماعی شکل‌گیری مقاومت فرهنگی پایدار تبیین دینی رنج و مقاومت، انتقال معنا هویتی – فرهنگی بازسازی معنا و ارزش افزایش اعتماد و همبستگی اجتماعی ترمیم روابط خانوادگی و اجتماعی اخلاقی – عاطفی بازسازی روابط انسانی تقویت کنش جمعی و مسئولیت اجتماعی ایجاد شبکه‌های همیاری و مشارکت اجتماعی – شبکه‌ای بازسازی سرمایه اجتماعی پایداری بازسازی اجتماعی مشارکت آگاهانه و هویت‌محور نهادی – فرهنگی بازسازی ساختارهای اجتماعی 8. مطالعه موردی: نقش زنان در پشتیبانی اجتماعی و فرهنگی در دوران دفاع مقدس برای تقویت بُعد تجربی تحلیل و پرهیز از کلی‌گویی، می‌توان به نمونه‌های عینی از نقش‌آفرینی زنان در دوران جنگ اشاره کرد. یکی از نمونه‌های قابل توجه در این زمینه، فعالیت زنان در مراکز پشتیبانی جنگ در دوران دفاع مقدس در ایران است؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد چگونه هویت دینی و اجتماعی زنان می‌تواند به شکل‌گیری مقاومت فرهنگی و تقویت انسجام اجتماعی منجر شود. در بسیاری از شهرهای ایران، زنان به‌صورت داوطلبانه در مراکز پشتیبانی جنگ، مساجد، دانشگاه‌ها و پایگاه‌های مردمی فعالیت می‌کردند و مسئولیت‌هایی همچون تهیه پوشاک و اقلام مورد نیاز، پشتیبانی لجستیکی، پرستاری از مجروحان و حمایت عاطفی از خانواده‌های رزمندگان را بر عهده داشتند. این فعالیت‌ها صرفاً در سطح خدمات حمایتی باقی نمی‌ماند، بلکه بستری برای تقویت همبستگی اجتماعی، گسترش فرهنگ ایثار و انتقال ارزش‌های مرتبط با مقاومت در سطح جامعه فراهم می‌کرد (اصلاحی و متین‌سادات، ۱۴۰۲). بررسی این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که مشارکت زنان در چنین فعالیت‌هایی صرفاً یک نقش پشتیبانی ساده نبوده، بلکه بخشی از یک فرایند گسترده‌تر فرهنگی و اجتماعی محسوب می‌شود که از طریق آن ارزش‌های دینی و اخلاقی در زندگی روزمره بازتولید شده و به تقویت روحیه همبستگی و مشارکت اجتماعی در جامعه کمک می‌کند. به این ترتیب، تجربه زنان در دوران دفاع مقدس می‌تواند نمونه‌ای تجربی از پیوند میان هویت دینی، مقاومت فرهنگی و تقویت سرمایه اجتماعی در شرایط بحرانی تلقی شود. 9. تبیین مدل نظری «مقاومت فرهنگی و بازسازی اجتماعی» زن مسلمان با توجه به مباحث نظری درباره هویت اسلامی زن و پیامدهای اجتماعی جنگ، می‌توان مدلی مفهومی برای تبیین نقش زن مسلمان در پیوند میان «مقاومت فرهنگی» و «بازسازی اجتماعی» ارائه کرد. ضرورت ارائه چنین مدلی از آنجا ناشی می‌شود که بسیاری از مطالعات موجود، نقش زنان در شرایط جنگ را عمدتاً به‌صورت توصیفی یا در قالب مفاهیمی کلی مانند تاب‌آوری فردی و مشارکت اجتماعی بررسی کرده‌اند؛ در حالی که در جوامع اسلامی، کنشگری زنان اغلب ریشه در هویت دینی و نظام معنایی خاصی دارد. بر اساس این دیدگاه، هویت اسلامی زن در شرایط بحران از حالت عادی به نوعی «هویت فعال‌شده» تبدیل می‌شود؛ هویتی که در آن زن مسلمان از طریق چارچوب‌های معنایی و ارزشی خود به تفسیر وضعیت جنگ، معنا‌بخشی به رنج‌ها و تعیین نوع کنش اجتماعی می‌پردازد. در این چارچوب، بنیان هویتی مبتنی بر باورهای دینی، کرامت انسانی و مسئولیت اخلاقی، زمینه شکل‌گیری مقاومت فرهنگی را فراهم می‌کند و جهت‌گیری کنش‌های اجتماعی را تعیین می‌سازد (شریفی‌نسب، ۱۳۹۳: ۱۹). در مرحله بعد، این بنیان هویتی به فعال‌شدن ظرفیت‌های اخلاقی و عاطفی منجر می‌شود. مؤلفه‌هایی همچون صبر، امید، ایثار و همدلی اجتماعی از سطح ارزش‌های ذهنی فراتر رفته و در قالب کنش‌های اجتماعی بروز می‌یابند؛ کنش‌هایی که می‌توانند به حفظ انسجام خانواده و تقویت پیوندهای اجتماعی در شرایط بحران کمک کنند (عادلی و همکاران، ۱۳۹۷: ۱۴). در این مرحله، مقاومت فرهنگی زن مسلمان عمدتاً در قالب کنش‌های فرهنگی و تربیتی نمود پیدا می‌کند؛ از جمله تربیت نسل جدید، انتقال ارزش‌های مقاومت و بازنمایی تجربه‌های جنگ در قالب روایت‌های هویتی. این نوع کنشگری فرهنگی که اغلب در بستر زندگی روزمره شکل می‌گیرد، نقشی مهم در حفظ حافظه جمعی و جلوگیری از تضعیف ارزش‌های فرهنگی در شرایط بحرانی ایفا می‌کند (شیخی و همکاران، ۱۴۰۴: ۵). در نهایت، این فرایند به سطح «مشارکت اجتماعی ترمیم‌گرا» می‌رسد؛ سطحی که در آن مقاومت فرهنگی با فرایند بازسازی اجتماعی پیوند می‌خورد و از طریق تقویت روابط اجتماعی، بازتولید ارزش‌های مشترک و احیای سرمایه اجتماعی، به ترمیم تدریجی ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جامعه پس از جنگ کمک می‌کند. شکل ۱. مدل نظری «مقاومت فرهنگی و بازسازی اجتماعی» زن مسلمان مبتنی بر هویت اسلامی نتیجه ‌گیری پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش هویت اسلامی زن در شکل‌گیری الگوی «مقاومت فرهنگی» و «بازسازی اجتماعی» در دوران جنگ و پساجنگ انجام شد. یافته‌ها نشان داد که زن مسلمان، برخلاف برخی برداشت‌های تقلیل‌گرایانه که نقش او را به عرصه‌های محدود فردی فرو می‌کاهند، از ظرفیت گسترده‌ای برای کنشگری فرهنگی، تربیتی و اجتماعی برخوردار است. هویت اسلامی زن با تکیه بر مؤلفه‌هایی چون ایمان توحیدی، کرامت انسانی، مسئولیت‌پذیری الهی، صبر و اخلاق‌محوری، چارچوبی معنایی فراهم می‌آورد که در شرایط بحرانی، به‌ویژه در بستر جنگ، امکان کنش فعال، آگاهانه و سازنده را برای او فراهم می‌سازد. در چنین شرایطی، زن مسلمان نه‌تنها در حفظ انسجام خانواده و تربیت نسل جدید نقش‌آفرینی می‌کند، بلکه در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی نیز به عاملی مؤثر در تقویت همبستگی اجتماعی، ارتقای روحیه مقاومت و بازتولید سرمایه معنوی جامعه بدل می‌شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که جنگ، در کنار خسارت‌های انسانی و اجتماعی، زمینه بروز و فعال‌شدن ظرفیت‌های نهفته در هویت اسلامی زن را فراهم می‌کند. زنان با ایفای نقش‌هایی چون حفظ همبستگی خانوادگی، تربیت ارزش‌محور نسل آینده، مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی و حمایتی و روایت‌گری تجربه‌های زیسته، به بازتولید معنا و تقویت روحیه مقاومت در جامعه کمک می‌کنند. این فرایند در قالب «مقاومت فرهنگی» قابل تبیین است؛ مقاومتی که نه‌تنها مبتنی بر صبوری و تاب‌آوری است، بلکه کنشی فعال برای پاسداری از ارزش‌ها، مقابله با گفتمان‌های هویت‌زدا و حفظ پیوستگی فرهنگی جامعه محسوب می‌شود.  

 1. افروغ. «الگوهای جنگ شناختی در مواجهه با زنان ایرانی؛ چالش‌های هویتی و راهکارهای مقاومت اجتماعی». پژوهش‌های میان‌رشته‌ای زنان، سال ۱۴۰۴، دوره ۷، شماره ۱. 2. افروغ؛ باغستانی. «ارائه الگوی جایگاه زن در حکمرانی جمهوری اسلامی ایران». پژوهش‌های میان‌رشته‌ای زنان، سال ۱۴۰۲، دوره ۱۶، شماره ۳. 3. اصلاحی؛ متین سادات. «مروری تحلیلی بر مشارکت‌های اجتماعی اثربخش زنان در جنگ تحمیلی (مطالعه موردی: ستاد پشتیبانی جنگ)». تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی، سال ۱۴۰۲، شماره ۱۰. 4. امین؛ داودی. «حجاب، هویت زنانه و هژمونی ایدئولوژیک انقلاب اسلامی در گفتمان آیت‌الله خامنه‌ای». مطالعات راهبردی بسیج، سال ۱۴۰۲، دوره ۲۶، شماره ۹۹. 5. اسدپور؛ عهدیه. «بازنمایی هویت اسلامی ـ ایرانی در اندیشه‌های دفاعی امام خامنه‌ای». پژوهش‌های اجتماعی اسلامی، سال ۱۳۹۵، دوره ۲۲، شماره ۱۱۱. 6. عباسی؛ کشاورز. «نقش اجتماعی و فرهنگی زنان در جنگ صفین». سیره‌پژوهی اهل‌بیت (علیهم‌السلام) با رویکرد تمدنی، سال ۱۴۰۱، دوره ۸، شماره ۱۴. 7. عسکری دستجردی؛ ربانی خوراسگانی. «تجربه زیسته زنان در مراکز پشتیبانی از جنگ (مورد مطالعه: کارگاه خیاطی در دانشگاه اصفهان)». مطالعات راهبردی فرهنگ، سال ۱۴۰۲، دوره ۳، شماره ۳. 8. عادلی؛ فتحی؛ سروش؛ پیراهری؛ نیر. «تحولات قومی در مرزهای ایران قبل و بعد از جنگ تحمیلی: ابعاد و راهکارها». فصلنامه جغرافیا (برنامه‌ریزی منطقه‌ای)، سال ۱۳۹۷، دوره ۸، شماره ۳۱. 9. ضرغام؛ ضیاءالحق؛ حاجی‌زاده میمندی. «کودکی در سایه جنگ و بازتولید هویت جهادی: نقش دوران کودکی در برساخت هویت فرماندهان جهادی افغانستان». تداوم و تغییر اجتماعی، سال ۱۴۰۴، دوره ۳، شماره ۲. 10. شیخی؛ پورصدقی. «واکاوی فقهی قتل زن و کودک غیرمسلمان در جنگ». پژوهش‌های فقه اجتماعی، سال ۱۴۰۴، دوره ۱، شماره ۱. 11. شریفی؛ نسب لیدا. «زنان ایران پرچم‌دار بیداری اسلامی هستند». پیام زن، سال ۱۳۹۳، شماره ۲۶۷. 12. جوانمردی؛ علیه؛ پورمحمدی‌املشی؛ فلاح‌توتکار؛ حجت. «رشد و تحول افکار فمنیستی در ایران و بررسی آن از جنگ جهانی اول تا جنگ جهانی دوم». تحقیقات تاریخ اجتماعی، سال ۱۴۰۲، دوره ۲۶، شماره ۱۳. 13. کولایی؛ بهبهانی. «تجربه زیسته زنان رزمنده در جنگ ایران و عراق و بازاندیشی در نقش‌های سنتی سیاسی و اجتماعی آنان». پژوهشنامه علوم سیاسی، سال ۱۴۰۰، دوره ۱۶، شماره ۴. 14. محمدی؛ کلاته ساداتی؛ افراسیابی؛ فرهمند. «انزوا و بقای ناگزیر زنان در دوران جنگ و پساجنگ؛ مطالعه‌ای کیفی در افغانستان». تداوم و تغییر اجتماعی، سال ۱۴۰۴، دوره ۳، شماره ۲. 15. همتی‌نصرآباد؛ محمودی؛ سیده‌مریم. «ابزارهای جنگ علیه فرزندآوری و راه‌های مقابله با آن». مطالعات راهبردی علوم انسانی و اسلامی، سال ۱۴۰۲، دوره ۵۲، شماره ۴.