زنان در طول تاریخ اسلام، بهویژه در دورههای بحرانی، همواره نقشی تعیینکننده در عرصههای مختلف مقاومت ایفا کردهاند. در دوران معاصر نیز زنان فلسطینی، بهویژه در نوار غزه، با حضوری چندوجهی و اثرگذار در روند مقاومت، به یکی از ارکان مهم پایداری جامعه فلسطین تبدیل شدهاند. این پژوهش با بهرهگیری از منابع دینی، تاریخی و مطالعات اجتماعی، به بررسی و تحلیل ابعاد گوناگون نقش زنان در جنبش مقاومت غزه میپردازد؛ از جمله نقشهای تربیتی، رسانهای، فرهنگی، دیپلماسی مردمی و روانشناختی آنان.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که مشارکت زنان در مقاومت، صرفاً واکنشی به شرایط اجتماعی و سیاسی نیست، بلکه ریشه در آموزههای قرآنی، سیرهی نبوی و سنتهای تاریخی جوامع اسلامی دارد. در ایرانِ معاصر نیز پویشی اجتماعی در میان زنان در حال شکلگیری است که با توجه به شاخصهای مشترک جنبشهای اجتماعی نوین، میتوان آن را نوعی جنبش اجتماعی مستقل قلمداد کرد. این جنبش بر پایهی چالشهای زنان در برابر نابرابریهای حقوقی و قانونی میان دو جنس و همچنین مسائل مرتبط با جایگاه زنان در عرصههای گوناگون زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی استوار است.
زنان غزه، در میانهی محاصره، جنگ و ساختارهای مردسالارانهی جامعه، نهتنها نقش منفعل یا قربانی را ایفا نمیکنند، بلکه بهعنوان کنشگرانی فعال در حوزههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ظاهر میشوند. این مقاله با تمرکز بر نقش زنان در جنبشهای اجتماعی و مقاومت در نوار غزه، به تحلیل ابعاد مختلف مشارکت آنان، بررسی چالشها و فرصتهای پیشرو و تبیین پیامدهای این مشارکت در تحولات اجتماعی و فرهنگی منطقه میپردازد.